بازداری از پاسخ

کارکرد اول بازداری از پاسخ
دیروز با یک نفر پشت چراغ قرمز سر اینکه من لاینم رو عوض کردم به شدت بحثم شد.
هر چقدر اون به من توهین میکرد منم در قبالش کم نمیاوردم واقعا یک لحضه به خودم اومدم و دیدم دو دقیقه هست که داریم بحث میکنیم و چراغ سبز شده و من اصلا حواسم نیست.
از خودم خجالت کشیدم خوب شد که این بحث به درگیری نکشید.
چی ارزشمنده؟
الان باید به این موضوع فکر کنیم که چرا من در آن لحضه درگیر پاسخ به این فرد بودم.
در بحث دوازده کارکرد عالی مغز به این موضوع میپردازیم و قسمت اول بازداری از پاسخ است
در واکنش مغز به این رویداد ما نمیتوانیم جلوی خودمان را بگیریم و هر چیزی که به ذهنمان می آید را بازگو میکنیم و تفکری غیر از این را به خودمان اجازه نمیدهم.
البته که خیلی از ما و اطرافیان ما در این بخش از مغز خود دچار مشکلات اینچنینی هستیم و واقعا با آشنایی از تبعات رفتار آنگونه در آن لحضه باز هم به خود اجازه چنین رفتاری را میدهند.
چرا این اتفاق می افتد؟
چرا نمیتوانیم از پاسخ به بحث های بیهوده که بجزضرر هیچ فایده ای برای ما ندارند سر باز بزنیم.
واقعا این ها موضوعاتی هستند که باید تک به تک اصلاح شوند و پس از شناخت کار کرد های عالی اجرایی مغز زندگی مثل قبل نیست و تصمیمات ما در جهت بهبود خواسته ها و امیال خواهد بود.
ما باید قبل از هر اتفاقی آگاهی داشته باشیم به اینکه این مسئله چه بحث چه خواسته و چه آورده ای برای من خواهد داشت؟
منظورم از خواسته این است
فرض کنید از مدیر خود در مجموعه ای که هستید تقاضای مرخصی میکنید،
و مدیر شما با شما مخالفت میکند پاسخ شما چه خواهد بود؟
در صورت مسئله شما یک خواسته داشتید و با جواب رد رو برو شده اید؛
فردی که آشنایی با دوازده کارکرد عالی مغز ندارد شروع به بحث پیرامون بحث قبلی میکند و ممکن است که جایگاه قبلی خود را نیز با بحثی بی سر و ته و بی مورد به خطر بیندازد.
واقعا چه کاری باید انجام دهیم؟
اکنون توجه کنید فردی که با کارکرد های شناختی مغز آشنایی دارد و میتواند به رفتار های خود آگاه باشد چگونه رفتار میکند.
مثال چراغ قرمز را در نظر بگیرید:
من لاین رانندگیم را عوض کرده بودم و یک فرد از این رفتار من عصبی شده بود و به عملکرد من واکنش هیجانی داده بود.
من بجای دامن زدن به خواسته او برای بحث میتوانستم کمی تامل کنم و پاسخی به او ندم و از پاسخ بازداری کنم.
یا اینکه با کمی فکر و بی ارزش دانستن موضوع با ادای یک معذرت خواهی با دست به این بحث خاتمه دهم
و چندین و چند راه مختلف که بلفرض با یک شوخی ساده میتوانستم فضای بحث را خیلی زود عوض کنم.
و در بخش دیگر کارمند و مدیر مجموعه را در نظر بگیرید کارمند به جای بحث میتوانست از محیط خارج شود و توجه کند که باید موقعیت خواسته خود را عوض کند.
با کمی تامل میتوانست خواسته خود را به گونه دیگری بیان کند.
مثلا میتواند از مدیر مجموعه بخواهد تا روز مد نظر برای مرخصی ساعتی را اضافه کار کند تا خللی برای کار پیش نیاید.
یا میتواند تضمین دهد برای پروژه هایی که در اختیار دارد خللی وارد نخواهد شد و وظایف خود را در اسرع وقت برای مجموعه حاظر خواهد کرد.
و چندین و چند مثال دیگر که برای هر خواسته و پاسخی باید کمی تفکر کرد.
بهترین تصمیمات را بگیرید:
باید تا کنون متوجه شوید که برای هر مشکلی که مغز ما در آن لحضه به دنبال پاسخ سریع است
یک راه حل بهتر وجود دارد
و شما باید برای انتخاب راه حل کمی فقط کمی بیشتر صبر کنید و پاسخی بهتر بدهید یا در برخی مواقع اولویت را به پاسخ ندادن محول کنید.
برای بهتر شدن عملکرد مغز در این بخش چندین راه کار وجود دارد که برخی از این راه کار ها را بسیار کاربردی یافتم و امیدوارم که برای شما نیز کارآمد باشد.
قانون ده ثانیه:
برای هر پاسخی که میخواهد بدهید یک بار به صورت معکوس از عدد ده به شماره یک بشمارید تا مغز شما سریع برای ورود به جنجال تصمیم نگیرد.
نفس عمیق:
در این مواقع چندین نفس عمیق برای تصمیم گیری شما بسیار ضروری میباشد.
چنندین نفس عمیق بکشید مطمئنا در پاسخ شما بسیار بسیار تاثیر مثبتی خواهد گذاشت.
ارتباط چشمی:
میتوانید با طرف مقابل خود ارتباط چشمی بگیرید و میزان اشتیاق او برای کشیدن شما به یک مباحثه را متوجه شود!
مطمئن باشید همیشه و در همه حال تصمیمی بهتر از تصمیم قبلی شما وجود دارد فقط نیازمند کمی تامل تفکر و تصمیم است.
بیشتر تفکر کنید و سرسخت بمانید.
درباره مدیریت
لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است.
نوشته های بیشتر از مدیریت
دیدگاهتان را بنویسید