خاطرات معامله گر روز هشتم
هر گردی گردو نیست، هر سودی درست نیست
روز نوشته ها روز هشتم
25 درصد ضرر برای یک حساب معاملاتی را در طی یک مدت کوتاه را تصور کنید گفتیم که مغز ما بار زیادی را به ضرر میدهد نسبت به سود اگر من در همین بازه زمانی 25 درصد برای حساب معاملاتی ام سود میکردم شاید به قدر ضرری که کرده ام احساساتم برانگیخته نمیشد.
دوستانی که در برهه های خاص چنین اتفاقاتی را تجربه کرده اند بهتر متوجه احساسی که من داشته ام میشوند
در اینجا شاید سندروم همه یا هیج گریبان ما را بگیرد و گذر کنیم از این که این چیزی که در اکانم باقی مانده شاید در قرصتی دیگر بتوانم آن را رشد دهم و ذهنم را ریکاوری کنم و دوباره سراغ معاملاتم برگردم اما این کار را نکردن بسیار آسان تر از این است که خودمان را درگیر ضرر کنیم میخواهیم زمین و زمان را به هم بدوزیم و هر کاری از دستمان برمی آید را انجام دهیم و حساب را از ضرر دربیاوریم.
اما من هزینه های زیادی را بابت این اتفاق داده بودم در ابتدای معاملهگری وقتی با حساب های خرد و کوچک معامله میکردم وقتی حسابم درگیر ضرر میشد فارغ از این که در آینده بازار چه ریسکی را متحمل خواهم شد در جهت معاملاتم فقط حجم اضافه میکردم این اضافه کردن حجم دلیلش در این است که شاید در ابتدای کار چندین بار این کار را کرده ایم و نتیجه دلخواهمان حاصل شده است.
یا حساب را در نقطه سر به سر بسته ایم یا این که سودی از این کار نسیب ما شده است؛
در پس این امر مغز ما شرطی شده است که اگر در جهت ضرر حجم اضافه کنیم امکان این وجود دارد که آزرده خاطری ضرر را تحمل نکنیم و در عوض سود کنیم.
این شرطی شدن مغز دلیل بسیاری از اشتباهات ما است که در روز های آینده بسیار به آنها در قالب خاطرات خواهیم پرداخت.
ادامه دارد…
درباره مدیریت
لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است.
نوشته های بیشتر از مدیریت
دیدگاهتان را بنویسید