هدف گذاری

هدف گذاری
در روزمره ها درک کنیم:
من پنج صبحی ام،صبح ساعت چهار و چهل و پنج دقیقه آلارم گوشیم آوازش را شروع کرد چیزی که هر روز به تعویق می افتاد من با آلارم مشکل داشتم همیشه به تعویق می انداختم نمیتوانستم خودم را از رخت خواب جدا کنم اما اینبار فرق داشت به هر زحمتی که بود بیدار شدم دست و صورتم را شستم مسواک زنان به چشمان خون بارم نگریسم آیا زندگی ارزش این چنین سختگیری را دارد که از تخت خواب گرم در یک نیمه شب زمستانی بگذری؟
جوابی پیدا نکردم بیرون آمدم و نرمش ریزی کردم یک کتاب را از قفسه برداشتم که نامش را به خاطر ندارم شروع به خواندن کردم در سطر های میانی احساس کردم که دو روز است نخوابیده ام اما من فردی نبودم که با یک احساس از پا در بیایم به آشپزخانه رفتم و اسپرسو برای خودم آماده کردم.
خواب از سرم پرید برگشتم کتاب را مجدد گشودم صفحات را ورق میزنم هدف روزانه کتاب خواندن تمام شد30 صفحه در ابتدای روز!
کتاب را بستم کار بعدی چه بود؟
هیچ!
اندکی صبر کردم بر روی صندلی چرخی زدم و فکر کردم من کل 24 ساعت را هم بیدار باشم کاری برای انجام ندارم.
چون من هدفی ندارم.
یک فرد هدفمند در تک تک لحضات زندگی اش میداند که چه کاری را باید انجام دهد.
بیشتر بدانیم:
هدف گذاری یک مجموعه ای از اقداماتیست که شما با چشم انداز بهبود وضعیتتان در آینده یا ایجاد یک شرایط جدید برای خودتان یا اطرفیانتان انجام میدهید.
هدف گذاری یعنی من در یک بازه زمانی مشخص در یک کار مشخص میخواهم در یک جایگاه مشخص قرار بگیرم.
من میخواهم ثروتنمد شوم.
این یک هدف است؟
خیر!
هدف باید پنج نشانه داشته باشد
یک)دقیق باشد
دو)قابل اندازه گیری باشد
سه)قابل دسترسی
چهار)بر اساس مهارت های الان شما
پنج)زمان
اکنون آرزوی ثروتمند شدن را تبدیل میکنیم به یک هدف
دقیق باشد:
اول مشخص کنیم معیار شما از ثروتمند شدن چه مقدار ثروت مادی است؟
پاسخ شما پنج میلیارد تومان پول پس گزینه اول مشخص شد من پنج میلیارد پول میخواهم
قابل اندازه گیری باشد:
در طول مسیر اگر برای خودتان مشخص نکرده باشید که چه میزان برای شما میتواند تعریف ثروت باشد شاید هرچقر هم که در آمد داشته باشید برایتان اغنا کننده نباشد و دائما در این مسیر از خودتان ناراضی و مایوس باشید.
قابل دسترسی:
باید هدف شما ممکن باشد فرض کنید هدفی 200 میلیون دلاری برای خودت تعیین کرده اید
این نیز یک آرزوست و شاید با وضعیت کنونی شما قابل اندازه گیری و دسترسی نباشد اما شخصی که صد میلیون دلار را دارد میتواند برای صد میلیون دلار بعدی هدف گذاری کند.
پس دانستیم که هدف گذاری به صورت پله پله است و شما باید اول از هدفی کوچک شروع کنید و گام به گام آن را بزرگ کنید.
البته این نیز نباید مانع رویا پردازی شما شود و شما افکار بلند پروازانه خود را باید در ذهن داشته باشید که لازمه اصلی رشد و تعالیست.
بر اساس مهارت های شما:
شما یک هدفگذاری برای رسیدن به درآمد 5 میلیارد را دارید آیا اکنون چه مهارت هایی برای شما پول ساز هستند اکنون چه مقدار میتوانید قدم برای رسیدن به هدفتان بردارید پس هدف باید با مهارتتان سازگار باشد اگر شغلی ندارید که برای شما در آمد داشته باشد باید اولین هدفتان یافتن یا راه اندازی یک کسب و کار باشد تا شما را به سوی ثروت سوق دهد.
زمان:
یکی از مهمترین بخش های هدف گذاری اختصاص زمان به اهداف است برای مثال من میخواهم در مدت 1 سال به در آمد پنج میلیارد برسم و به طور میانگین در هر ماه از آن یک سال چقدر باید آورده داشته باشم.
چرا باید هدف گذاری کنیم؟
هر چقدر زندگی به ما فرصتی برای رشد بدهد اما ما امادگی آن را نداشته باشیم فقط آها را تباه خواهیم کرد توان استفاده از فرصت ها در هدف گذاری های ما نهفته است هر چقدر اهداف ما اصولی و شفاف باشند میدانیم که از زندگی خود چه میخواهیم و در آینده از زندگی خود چه انتظاری داریم.
استرس کمتری تحمل میکنیم چون میدانیم در طی روز چه کاری را باید انجام دهم و چه چیزی برای من بهتر است. به عبارتی تکلیفمان با خودمان و زندگیمان تا حدودی روشن است.
انسان های بدون هدف طبعا به جایگاهی بالا نخواهند رسید این را باید در ذهن خود داشته باشید که قایق های بدون پارو را باد هدایت خواهد کرد پارو های شما در زندگی اهداف شما هستند.
چگونه از هدفمندی بهره ببریم:
پس دانستیم که چگونه باید هدف گذاری کنیم روش پنجگانه برای ما چراغ راه باید باشد و از آن برای سنجش اعتبار اهداف خود استفاده کنیم.
اهداف شما میتواند چند مورد باشد ولی یاد بگیرید آن را اولویت بندی کنید.
اگر شما در زندگی عاطفی دچار مشکل هستید و در زمینه کاری تا حدودی رشد لازم را داشته اید و دو هدف برای خود دارید که یکی پیشرفت شغلی و دیگری بهبود رابطه عاطفی باید اولویت شما بخش زخم خورده از زندگیتان باشد تا آن را با اولویت بخشیدن به هدف التیام دهید.
اهداف خود را با دیگران بازگو نکنید شما وقتی هدفی را برای فردی تعریف میکند و آن شخص از روی فداکاری و دوست داشتن شما شروع به تعرف و تمجید میکند مغز شما از ولع تلاش برای رسیدن به هدف باز می ایستد و میزان رضایت شما را سخنان شنیده شده به قدری بالا میبرد که آن هدف را احساس میکنید به دست آورده اید و تلاشی برای دست یافتن به آن انجام نمیدهید.
و همچنین برعکس همین مورد اگر کسی شما را سرزنش کند یا سخنان طعنه آمیز به شما بزند ممکن است مایوس شوید و از تلاش مجدد دست بردارید.
نتیجه گیری:
در نهایت هدف یک لازمه ضرور برای زندگی انسان هاست.
یک احمق با برنامه میتواند یک نابغه بی برنامه را شکست دهد.
از نبوع برای هدفگذاری استفاده کنید.
برای اهدافتان برنامه ریزی کنید و به برنامه هایتان پایبند باشید.
هدف گذاری از شما انسانی منظم تر و آینده نگر تر میسازد و شما میتواند رضایت و نیک بختی را در زندگی خود حس کنید.
هدفمند و سرسخت بمانید.
درباره مدیریت
لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است.
نوشته های بیشتر از مدیریت
دیدگاهتان را بنویسید