خاطرات معامله گر روز ششم
هر گردی گردو نیست،هر سودی درست نیست
روز ششم
حجمی برابر دو هفته معاملاتی را در یک اکانت نه چندان بزرگ باز کردم هر پیپ حرکتی قیمت ضربان قلبم را به شماره می انداخت البته اکانت در ماهیت بازار بزرگ نبود اما برای منی که تنها کسب در آمدم از بازار بود هر دلار هم بزرگ محسوب میشد.
ریال به ریال پولی در بازار داشتم را از خود بازار کسب کرده بودم به خودم اطمینان و ایمان دارم و البته که درآینده خواهم گفت این ایمان به خود یک شمشیر دو لبه است که اگر از آن به درستی اشتفاده نشود میتواند بلای جان باشد و اگر به درستی به کار گرفته شود میتواند مثل یک سپر از شما حفاظت کند.
اشتباهی که میبینم خودم و برخی از دوستانم و میدانم که شما ههم درگیر آن هستید یا خوهید شد با دست کم یکبار درگیر این شده اید مثلا یک حساب هزار دلاری دارید و بر روی آن طی چند روز 100 دلار سود میکنید و در یک روز پر خبر در بازار مثل مدعیان بی کاری یک ریسک به نسبت بزرگ میکنید و 110 دلار ضرر میکنید خود را اینگونه قانع میکنید که من فقط 10 دلار ضرر کردم آن 100 دلار سودی بود که ازا بازار گرفته بودم.
این یک اشتباه مهلک است شما باید هر سنت به سنت کسب شده از بازار را که پش از بستن معاملات بر روی بالانس شما اضافه میشود را از موجودی خود قلمداد کنید و به آن احساس داشته باشید،نه اینکه ضرر های خود را با نام گذاری اینکه آن سود بود و من از سرمایه ام ضرر نکرده ام توجیه کنید.
ادامه دارد…
درباره مدیریت
لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است.
نوشته های بیشتر از مدیریت
دیدگاهتان را بنویسید