خاطرات معامله گر روز هفتم
روز نوشته ها هر گردی گردو نیست،هر سودی درست نیست
روز هفتم
من مخالف این هستم که پولی را به بازار بیاور که اگر از دست دادی هیچ حسی به آن نداشته باشی از نظر روانی اینگونه اگر باشد چه فرقی با اکانت دمو وجود دارد البته که فرقی میان بالانس حقیقی و اکانت مجازی وجود دارد و باید داشته باشد.
میدانم که ما نسبت به اکانت حقیقی دچار سوگیری هایی هستیم که نباید باشیم اما باید تا حد توان به آنها آگاه باشیم و بدانیم که تصمیماتی که ما میگیریم دست خوش چه سوگیری هایی است.
بالانسم در ضرر بود تایم نیویورک شروع شده بود و باید منتظر حرکات وحشیانه قیمت می بودم هر لحضه که میگذشت با ترسیم خط روند و الگو های مختلف میخاستم خودم را قانع کنم که قرار است اتفاقی بیفتد میخواستم لاقل از آشوب درونیم با اغوا کدن خودم بکاهم واقعا این توهم چقدر بد است که وقتی درگیر آن میشویم حتی نمیخواهیم یک موردی را که باور ما را نقض میکند را بپذیریم.
بازار یک گارد دوباره نزولی گرفت ضرر من هر ثانیه بیشتر میشد و حساب به کال مارجین شدن نزدیک میشد
عرق سرد بر پیشانیم نشست ناامید از همه دنیا ناخن هایم را میجویدم.
نتوانستم پشت مانیتور بنشینم از پشت دسک به آشپزخانه رفتن برای خودم یک چایی خواستم دم کنم اما نتوانستم حتی منتظر جوشیدن آب بنشینم به اتاق برگشتم تا از وضعیت معامله ها مطلع شوم.
معامله ها در ضرر و گارد نزولی در حال شکل گیری بود حسابم نزدیک به 25 درصد در ضرر بود…
ادامه دارد….
درباره مدیریت
لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است.
نوشته های بیشتر از مدیریت
دیدگاهتان را بنویسید