خاطرات معامله گر روز چهارم
روز نوشته ها
هر گردی گردو نیست هر سودی درست نیست
روز چهارم
تیر خلاص را بر پیکره حسابم شلیک کردم،نمیدانستم تصمیمم چه بود همانند روز های اولی که وارد بازار های مالی شده بودم معامله میکردم،لای پرانتز اشاره کنم که تصمیمات ذهنی ما دست خوش تغییر بر اساس تجربه میشوند و میتوانیم به آنها آگاه شویم اما تغییر مکانیزم و ساختار این تصمیم ها واقعا سخت و در برخی مواقع غیر ممکن است دقیقا در زمانی که ما در حالت جنگ یا گریز قرار داریم.
جنگ یا گریز چیست؛
اجداد شکارچی ما را تصور کنید که در جنگل به دنبال شکار بودند در لحضه ای با گله از شیر ها رو به رو میشوند که به سوی آنها حمله ور شده اند اجدا ما راهی نداشتند غیر از اینکه بمانند و بجنگند یا فرار را بر قرار ترجیح دهند و از عرصه بگریزند البته که ما نسل به جای مانده از اجدادی هستیم که فرار کردند و در آن برهه جسارتی از خود نشان ندادند البته که فرار عقلانی ترین تصمیم ممکن بود.
بقا را با فرار تضمین کنیم یا برای بقا بجنگیم مغز ما در طی تکامل میتوان گفت کمترین تغییر را نسبت به اجداد شکارچیمان داشته است،برای همین هر موقعیتی که به ظاهر بقای ما را در تیر رس خود قرار دهد مغز ما دو تصمیم را سر راهمان قرار میدهد جنگ یا گریز…
ادامه دارد…
درباره مدیریت
لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است.
نوشته های بیشتر از مدیریت
دیدگاهتان را بنویسید